طرح وساختمان
 
قالب وبلاگ

مشارکت اجتماعی در جوامع شهری و روستایی از ابعاد مختلف با هم متفاوت است . به نحوی که مشارکت جوامع روستایی مبتنی بر نیاز و مشارکت شهری مبتنی بر آگاهی بوده و کسب آگاهی نیز مشروط به آموزش افراد می باشد. مشارکت اجتماعی در جوامع روستایی ایران را از دو دیدگاه می توان مورد بررسی قرار داد:
الف- از دیدگاه تصمیم گیری، تصمیم سازی و نظارت اجتماعی .
ب- از دیدگاه تشر یک مساعی و فعالیت های جمعی در امور مربوط به زندگی روزمره.
در جوامع روستایی ایران هر دو شیو? مورد اشاره به وفور به کار گرفته می شوند. علت وجودی چنین مشارکت هایی را در ویژگی های خاص جوامع روستایی چون روابط اجتماعی نزدیک و چهره به چهره ، توقعات افراد از هم ، نظارت اجتماعی قوی در چارچوب وجدان جمعی ، یکنواختی سنت ها و باورها می توان یافت . در جوامع روستایی ایران ویژگی هایی چون وجود اعتماد بین اعضای جامعه روستایی ، همبستگی موجود بین آنان و ضرورت پایبندی به آن ، تخصص های یکسان و امکان مشارکت افراد ، ارجحیت همنوایی و همرنگی ، همگی زمینه های ظهور و پایداری مشارکت اجتماعی را فراهم نموده است. اساس جوامع روستایی ایران مبتنی بر نظام ایلی و قومی است لذا مشارکت افراد روستایی در امور اجتماعی نه به خاطر انگیزه های فردی بلکه عمیقاً تحت سیطر? گروه گرایی و قبیله گرایی است. از اینجا می توان به این نتیجه رسید که حضور مداوم روستائیان در عرص? مشارکت اجتماعی ناشی از تلاش آنان برای حفظ گروه، قوم ، قبیله و ایل و حفظ موجودیت و حریم مادی و معنوی آن است.نیازهای زیر بنایی چون حفظ امنیت ایل، امور مربوط به کشاورزی ودامداری که ادامه حیات ایل وابسته به آن است ، محدودیت های محیطی و . . . سبب تقویت انگیزه های افراد برای اینگونه مشارکت ها است. جوامع شهری ایران از مشارکت اجتماعی به نحوی که در روستاها دیده می شود محروم است. در شهرها برخلاف روستاها یکنواختی قومی و ایلی و در نتیجه یکنواختی آداب و رسوم وجود ندارد. تفاوت های فرهنگی موجود سبب می شود که نظارت اجتماعی و وجدان جمعی مانند آنچه که در روستا دیده می شود به چشم نخورد. بنابراین برای تأمین این نیاز اجتماعی (نظارت و کنترل اجتماعی )، قوانین و مقررات به کار گرفته می شود. از آنجا که لزوماً حضور یا عدم حضور در بسیاری از عرصه های مشارکت اجتماعی تخلف از مقررات و قوانین حاکم نیست و از آنجا که این عدم حضور با وجدان جمعی مجازات نمی شود لذا میزان استقبال از این مشارکت ها کم است. تراکم جمعیت و عدم شناخت اجتماعی، فردگرایی و محوریت منفعت شخصی ، حاکمیت روابط عمودی و تمایز اجتماعی در کاهش میزان مشارکت اجتماعی جوامع شهری ایران نقشی اساسی دارد. نوع آموزش مدرسه ای در ایران که مبتنی بر آموزشی انفرادی است و ضعف مدیریت شهری و منطبق نبودن شیوه های مدیریت شهری با نیازهای روز، سبب ناتوانی در هدایت فرهنگی جامعه به سوی مشارکت اجتماعی است.

راهکارهای توسعه مشارکت اجتماعی در جوامع شهری
 

1- آموزش زیر بنای توسع? فرهنگی و اجتماعی است. آحاد تود? مردم با آگاهی از شیوه های مشارکت ، چگونگی فعالیت در آن ، نتایج و پیامدهای مشارکت اجتماعی می توانند با حضور خود میزان و شمول آن را ارتقاء دهند.
2- اعتماد اجتماعی مؤلفه بسیار مهم در امر مشارکت است. اعتماد افراد نسبت به هم ،اعتماد افراد نسبت به نهادها و دولت و بالعکس سبب توسعه و تعمیق مشارکتهای اجتماعی می شود .
3- وجود فضای باز سیاسی ، امکان نقد و نقادی ، امکان تصمیم گیری و تصمیم سازی در امور شهری ، و به طور کلی همه گیری شیوه های دموکراتیک در زوایای مختلف زندگی شهری و تغییر ساختارها در این جهت،تنوع و بسط مشارکت های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
4- تقویت و توسع? زمینه های مشارکت اجتماعی مردم در برنامه ریزی های شهری از طریق بهبود شیوه های مدیریت شهری
5- تشویق فعالیت های جمعی و گروهی.
6- تمرکز بر آموزش گروهی به جای آموزش انفرادی.
وجود عوامل زیر نیز در افزایش مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم تأثیرگذار است :
1- قانون اساسی کشور اجازه دهد که قشرهای وسیع تری به مجالس یا دیگر پست های انتخاباتی راه یابند.
2- مردم این گونه برداشت کنند که گروه حاکم در کشور تغییر پذیر است.
3- امکان تماس بین مردم و مسئولان آسان و زیاد باشد .
فعالیت هایی که رسانه های گروهی در این زمینه می توانند داشته باشند به قرار زیر است :
1- بررسی عملکرد طبقات ذی نفوذ در دوران پهلوی و تأثیر منفی انها بر مشارکت مردم.
2- تشکیل میزگردهایی برای ارائه راهکارهای عملی استفاده از ظرفیت مشارکتی جوانان در امور سیاسی و اجتماعی
3- نشان دادن الگوهای موفق دیگر کشورها در زمینه استفاده از جوانان در عمران و آبادی روستاها .
4- پخش گزارش از عملکرد شوراهای اسلامی روستاها و شوراهای کار و بررسی مشکلات روستائیان و کارگران بیش از گذشته .
یکی از بهترین راه های بسیج مشارکت سیاسی و اجتماعی مردم ، بهره گیری از گرو ههای کوچک و منسجم است، زیرا این گروهها توانایی بسیج سریع افراد را دارند. زیرا بیشتر افراد توانایی همسان کردن هویت خود با گروههای بزرگ واسط مانند احزاب و گروههای انتزاعی مانند ملت را ندارند گروههای واسط این فراگرد و همسان سازی را تسهیل می کنند. ممکن است برای یک شخص عادی و کارگر یا کشاورز ، حضور و مشارکت در یک حزب یا گروه سیاسی جاذبه ای نداشته باشد ، اما در یک گروه کوچک مانند تعاونی کشاورزی به آسانی مشارکت می کنند. گروه های ذی نفوذ کوچک با ادغام خود در سازمان های بزرگ تر ، در سطح ملی به ایجاد وحدت ملی کمک می کنند و سبب می شوند هر نوع بسیج و مشارکت از طریق آن ها انجام شود؛ برای مثال چون یک انجمن پزشکان در سطح شهر به یک انجمن سراسری پزشکی در سطح کشور پیوسته است ، احساس جمعی و ملی در اعضا پدید می آید . برخی از تحلیلگران و پژوهشگران ، یکی از دلایل شکست انقلاب های پیش از انقلاب اسلامی ، مانند مشروطه و نهضت ملی شدن صنعت نفت را نبود گرو هها و سازمان های تشکیلاتی مناسب می دانند . 1
از طرف دیگر ممکن است گروه های ذی نفوذ کوچک با تسلط بر فرایندهای حکومتی و جایگزین شدن نظر انان به جای نظر نمایندگان منتخب پا جای پای آنان بگذارند. و این خطر است . به دلیل جایگاه دو گانه گروههای نفوذ ، تبیین صحیح نقش آنان در جامعه اسلامی ما ضروری است ، از این رو پیشنهاد می شود وسایل ارتباط جمعی با معرفی گروههای نفوذ مربوط به هر بخش ، مردم را به عضویت
و مشارکت در این گروهها تشویق کند. هر چه نقش توده مردم در این گروه ها زیاد باشد، مشارکت افزایش و خطر انحراف گروه های ذی نفوذ کاهش می یابد .
یکی از راهکارهای گسترش مشارکت اجتماعی وسیاسی استفاده از شخصیت های محبوب و چهره های شناخته شده در جامعه می باشد برای مثال حضور یک شخصیت محبوب سیاسی ، علمی ، ورزشی یا خانوادگی ، می تواند عامل مهمی در جلب توجه افراد جامعه و افزایش علاقه او به مشارکت اجتماعی باشد . که رسانه هایی چون تلویزیون در این امر می توانند حداکثر مشارکت اجتماعی را به بار بیاورند .
توجه به فرهنگ های محلی مناطق گوناگون کشور توسط برنامه های صدا و سیما می تواند مشارکت اجتماعی را باعث شود . اما نکاتی در این زمینه باید مورد توجه باشد :
1- برنامه ها ، نوشته ها و تولیدات رسانه ها از خواسته ها و نیازهای مردم سرچشمه بگیرد .
2- افرادی مسئول تهیه ، نگارش یا تدوین آن باشند که بطور کامل با فرهنگ آن مناطق آشنایی داشته باشند .
3- باید کوشید به گونه ای از واکنش مخاطبان آگاه شویم .

نکته: علائق مشترک میهنی ، زمینه ساز تقویت انسجام اجتماعی است. 1
 

متأسفانه در کشور ما از آن جهت که غالب مطبوعات کارکرد حزبی و جناحی دارند تشویق و انگیزه سازی آنان برای مشارکت اجتماعی مردم جامعه در قالب دیدگاه های حزبی و جناحی قرار دارد و انگیزه های کلان و منافع ملی در انگیزه سازی های آنان نقش کمتری دارد.

مشارکت عامه مردم در پیشرفت کشور
 

این کار اساساً یک راه ایجاد تحرک در مردم یک کشور است به نحوی که تا حد امکان آنان را در کوشش در راستای پیشرفت سهیم نمود. مشارکت دادن افراد در منافع در جهت وفق دادن و تطبیق بیشتر مردم با سازمان ها است . سهیم ساختن مردم در امور اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و ... در واقع کمک به وفاق اجتماعی و تطبیق مردم و دلبستگی به نظام و کشور است . اهداف معنوی ( اخلاقی) مشارکت در بافت معنوی یا اخلاقی ، منظور از لوح مسأله مشارکت در تصمیم گیری آن است که پیشرفت فردی و کوشش فرد بر طبق مفهومی از حقوق بشر و شأن و مقامی که برای آن قائل شده است رواج داده شود. در اعلامیه 1948 حقوق بشر آمده است : تمام افراد بشر آزاد به دنیا آمده اند و از لحاظ شأن و مقام و حقوق خود با هم مساویند. افراد بشر از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و شایسته است که نسبت به همدیگر با روح برادری برخورد نمایند ( ماده 1 ) هر کس به عنوان عضوی از جامعه مستحق کسب حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که لازمه شأن و مقام و رشد شخصیت آدمی است، می باشد .

اهداف سیاسی، اجتماعی مشارکت و نقش آن در وفاق اجتماعی
 

در زمان انتخابات شرکت کنندگان در برنامه های رادیو و تلویزیون بر اهمیت رأی هر شهروند در اداره امور عمومی تأکید می ورزند، اما باید خاطرنشان ساخت که دموکراسی سیاسی با غیبت دموکراسی اقتصادی ناسازگار است .یک شهروند را نمی توان فردی با رشد کافی برای دموکراسی سیاسی قلمداد کرد و در عین حال حقوق دموکراتیک وی را در زندگی اقتصادی او انکار کرد.

اهداف اقتصادی مشارکت
 

مردم از طریق مشارکت در تصمیمات، بهتر می توانند از دانش، تجربه، فراست و بصیرت آنهایی که کار را عرضه می کنند، با توجه به بهبود روش ها در جهت بهبود و گسترش روابط کار در سازمان ها و جامعه مفید فایده باشند، زیرا:
1-امکان کمک به کار و استفاده بهتر از منابع را فراهم می‌آورد.
2-نظرات و اندیشه های مختلف مورد بحث و نقد قرار می‌گیرد.
3-مردم تصمیماتی را که خود در اتخاذ آن شرکت داشته باشند بهتر می پذیرند.
4-مردم در اتخاذ تصمیماتی که در وضعیت آنها تأثیر مثبت می‌گذارد، مشارکت بیشتری خواهند کرد.
5-مشارکت مردم در امور عامل تحرکت در کارایی مدیریت خواهد شد .

در چه موقعی مشارکت به وفاق اجتماعی می انجامد؟
 

این که چه وقت مشارکت باید ترغیب شود و این که اثر همکاری و سازگاری آن کدامند، یافته های زیر یادآوری می شوند:
1-در موارد بسیاری، مجریان و مدیران اغلب از مفهوم مشارکت اکراه دارند و بر این باورند که ناموجه است. مثلاً بررسی اخیری از مدیران اجرایی بازرگانی نشان داد که اغلب آنان ( 79 درصد ) احساس می کنند که اعضای مدیریت سطح بالا بهتر از هر کس دیگر مسایل را می دانند و حق دارند آن گونه که صلاح می بینند به اتخاذ تصمیمات سازمانی بپردازند.
2-مطالب قابل توجهی در اختیار است که نشان می دهد زیردستان از مشارکت در فرآیند تصمیم گیری لذت می برند. مردم مایلند در تصمیماتی که از نظر آنان حائز اهمیت است سهمی داشته باشند و این مشارکت اغلب تعهد نسبت به تصمیم گروهی و پذیرش آنان را افزایش می دهد. بدین سان، انگیزش و خشنودی می‌توانند به گونه‌ای مثبت تحت تأثیر قرار گیرند.
3-تأثیرمثبت مشارکت حدودی دارد. تصمیمات باید از دیدگاه مشارکت‌کنندگان مهم و مربوط تلقی شوند. مساعدت های آنان باید به راستی مورد توجه قرار بگیرد، تصمیمات باید در زمینه هایی باشند که مشارکت کنندگان در آن تبحر دارند. اغلب مردم نمی خواهند در هر تصمیمی شرکت داشته باشند، به ویژه در تصمیماتی که برایشان اهمیتی ندارند یا در مورد آنها چیزی نمی دانند، لیکن اگر مساعدتی به عمل بیاورند می خواهند مساعدت آنان جدی گرفته شود.

تصمیم گیری و وفاق اجتماعی
 

الگوهای تازه تر تصمیم گیری بر محیط تصمیم‌گیری متمرکز شده اند و تقریباً همه نظریه های مربوط به این موضوع حاکی از آنند که هنگامی که گروه با موفقیتی نامطمئن یا پیش بینی ناپذیر ومتحول مواجه است، باید ساختار گروهی بسیار انعطاف پذیری به کار ببرد؛ باید هر گونه تلاش به عمل آید تا با استفاده از انواع مختلف افراد، کاوش کامل در همه اندیشه ها، مشارکت تام و تمام اعضا و ترغیب جوی آرام بخش و سبک مدیریت غیرآمرانه، بر خلاقیت افزوده شود.
ساز و کارهای دست یابی به مشارکت
1-دخالت دادن در فرآیند تصمیم گیری
لازم است به مردم فرصت مشارکت در تنظیم اهداف و راهبردهای مناسب برای بهبود مداوم داده شود.
2-مجهز کردن مردم به دانش ها ومهارت های مورد نیاز .
از آنجایی که منابع انسانی بزرگترین سرمایه برای هر سازمانی باشد، لازم است در زمینه آموزش سرمایه گذاری شود. اعطای قدرت و اختیار به کارکنانی که دانش و تخصص لازم برای حل مسایل و انجام تصمیم گیری های لازم را ندارند،‌ هدایت کردن آنها به سوی انجام اشتباهات است .
3-به وجود آوردن اهداف فردی و سازمانی
کارکنان معمولاً از اهدافی حمایت می کنند که قادر به درک آن باشند، به منظور مشارکت داشتن کارکنان لازم است اهداف کوتاه مدت و بلند مدت سازمان به صورت ساده و قابل فهم تبیین شود.

اهمیت مشارکت در فرآیند نوسازی جامعه
 

دانیل لرنر در مطالعه ای که در سال 1952 در مورد شش کشور خاور میانه از جمله ایران انجام داد، بین شهرنشینی سواد، میزان مشارکت و دسترسی به رسانه ها ارتباط نزدیکی یافت . به عقیده لرنر جامعه جدید مشارکتی است . فراگرد نوسازی حرکت از جامعه سنتی به طرف جامعه مشارکت جو می باشد.

مصادیق مختلف مشارکت
 

الف – مشارکت در زمینه سیاسی به صورت شرکت در انتخابات .
ب – مشارکت در زمینه اقتصادی به صورت فعالیت در بازار و افزایش درآمد
ج – مشارکت در زمینه اجتماعی به صورت استفاده از رسانه ها .
د – مشارکت در زمینه روانی به صورت همدلی و تحرک روانی جلوه می کند.
عناصر ( ارکان ) اساسی مشارکت :
بر طبق گزارش تحقیق مؤسسه تحقیقات اجتماعی سازمان ملل ، مشارکت در بردارنده سه عنصر اصلی است:
1-سهیم شدن در قدرت
2-کوشش های سنجیده گروه های اجتماعی برای در دست گرفتن سرنوشت و بهبود اوضاع زندگی
3-ایجاد فرصت هایی برای گروه های فرودست
عنصراساسی تقویت کننده مشارکت (وفاق اجتماعی )
یکی از عوامل مهمی که با مشارکت همبستگی زیادی دارد، نظام آموزشی و امر تعلیم و تربیت می باشد؛ زیرا این نهاد دارای کارکردهایی همچون ایجاد و افزایش حس وظیفه شهروندی ، شیفتگی ،علاقه و مسؤولیت سیاسی می باشد و نیز باعث افزایش ویژگی های شخصیتی مثل اعتماد به نفس ، احساس برتری ، نظم و تشکل فکری می‌گردد.

موانع مشارکت
 

مشارکت به عنوان فرآیند قدرت گرفتن نوعی گذر از حکومت های سنتی است . لذا هم با دشواری هایی روبرو است و هم تصور این که دولت ها و سازمان های تثبیت شده محلی، بخشی از قدرت و اختیاراتشان را به دیگران واگذار کنند، کمی مشکل به نظر می رسد . مشارکت به عنوان روند کسب قدرت ناگزیر ساختارهای بوروکراتیک موجود را به مبارزه می طلبد، بنابراین طبیعی است اگر این ساختارها به یکی از اصلی ترین موانع بر سر راه مشارکت ( سیاسی ) تبدیل شوند.
در کشورهای جهان سوم، دو مانع بزرگ در سر راه مشارکت مردم با حکومت‌ها وجود دارد:
نخست شکاف بسیار عمیقی که میان نخبگان و توده مردم وجود دارد به نحوی که در پاره ای از این جوامع بیش از 90 درصد از جمعیت به کلی فاقد هرگونه آگاهی و حتی تصوری از شیوه زندگی 1 تا 2 درصد هموطنان خود است . این امر ناشی از ساخت این جوامع است .
دوم ،‌ وابستگی سیاسی و اقتصادی این جوامع به جهان استعمارگر است که منشأ این اعتقاد عمومی است که تصمیم های اساسی در خارج گرفته می شود وآنچه به صورت فراگرد مشورت تجلی می کند در واقع چیزی جز فراگرد تصمیم‌گیری نیست . در این جوامع قسمت عمده ای از جمعیت به لحاظ شرایط فرهنگی و اجتماعی خاص خویش که فاقد پژوهش و آگاه اند؛ قادر به مشارکت فعال در ساختمان جامعه نیستند؛ هدف ها برایشان دور و وسایل رسیدن به آن چنان غیرملموس است که هیچ انگیزه ای میل به مشارکت را در آنها ایجاد نمی‌کند. آگاه ساختن مردم بر اساس مشارکت آنها در یک کار دسته جمعی ، آگاه نمودن برای ایجاد انگیزه ، آگاه نمودن برای درک عمل، آگاه نمودن به منظور احترام و اعتنا به شخصیت افراد و ایجاد مسؤولیت در آنها است


[ جمعه 91/1/4 ] [ 3:12 عصر ] [ رحمت الله نوریان ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

شماره تماس من 09133618623 میباشد خوش حال می شوم اگر نظراتتان را با من در میان بگذارید
موضوعات وب
امکانات وب

کد موسیقی برای وبلاگ



بازدید امروز: 26
بازدید دیروز: 1
کل بازدیدها: 241075

ابزار رایگان وبلاگ